- 2025-11-29
- 6 بازدید
- 0 دیدگاه
- سلامت
اقتصاد دستوری چگونه جنگلهایی با۴۰ میلیون سال قدمت را نابود میکند!

نوید حسینیون در روزنامه سازندگی نوشت: جنگلهای هیرکانی با بیش از ۴۰ میلیون سال قدمت نجات یافته از عصر یخبندان یکی از شدید دورانهای انقراض طبیعی در زمین را از سر گذرانده و حالا این روزها در بدترین شرایط تاریخی خود سختترین روزها را میگذراند. طبق آمارهای موجود طی ۴ دهه ۶۰ درصد از جنگلهای هیرکانی به واسطه دخالت انسان و تصمیمات اشتباه مدیریتی در طرحهای نامتوازن اقتصادی و شهری نابود شده است. سدسازی، بهرهبرداری مضاعف، قاچاق چوب، ویلاسازی، طرحهای اشتباه گسترش کشاورزی، آتشسوزیهای متناوب و طرحهای توریستی اشتباه از عمده دلایلی بوده که این میراث طبیعی گرانبها را با سرعتی مضاعف به سمت نابودی کشانده است.
این روزها با گسترش آتشسوزی در منطقه الیت چالوس بار دیگر نابودی جنگلهای هیرکانی در ذهن عمومی جامعه مورد توجه قرار گرفت، متاسفانه آتشسوزی گسترده و ویرانگری که طی ۱۲ روز گذشته برای مهار آن تصمیم قاطعی گرفته نشده حالا تبدیل به بحرانی شده که هر ساعت، مهار آتش را سختتر میکند.
شاید مسئله آتشسوزی جنگلها، موضوع جدیدی در عرصه خبر نباشد و حتی شاید در سدههای گذشته که دخالت انسان در طبیعت کمتر هم بوده، آتشسوزی جنگلها قسمتی از روند احیا و رشد جنگل محسوب میشده اما طی دهههای گذشته با افزایش دخالت انسان در طبیعت، روند تخریب جنگلها به سمتی رفته که نابودی هر مترمربع جنگل خسارت بزرگی است که جبران آن به سختی ممکن است.
در کشور ما اما هنوز حفظ محیطزیست، امری زینتی است و در شاکله ذهن مدیران محیطزیست به محیط ایست تعبیر میشود، بندی که به زعم آنها به دست و پای اقتصاد زده شده و مانع رشد اقتصادی کشور است در ذهن مدیران طرفدار اقتصاد دستوری محیطزیست مانعی است که اجازه نمیدهد، طرحهای اقتصادی مورد بهرهبرداری قرار بگیرد و این ذهنیت شاید از اصلیترین دلایلی بوده که روند تخریب منابع طبیعی و جنگلهای ایران را سرعت بخشیده است. اقتصاد دستوری و استخراجی، علتالعللی است که روند نابودی سرزمین ایران و فرسایش تمدنی را طی چند دهه گذشته سرعت بخشیده است.
اقتصادی که به جای ایجاد رقابت، تسهیلگری در تولید، ایجاد فضای شفاف و کارگشا برای تولید با بهرهوری بالا و جذب سرمایههای جامعه و جذب نخبگان از صدر تا ذیل آن مشمول کنترل قیمت مرغ، تخممرغ، پیاز و … بوده و ماموریت اصلی خود را تامین سوخت و انرژی ارزان به قیمت ایجاد آلودگی گسترده و نابودی سرزمین ایران تعریف کرده است و برای تامین منابع استخراجی و برداشت منابع طبیعی حاضر است با نابودی هکتارها جنگل و کوه آب را از غرب به مرکز ایران ببرد تا مراکز آلودهکننده و استخراجی اقتصاد با بهرهوری پایین تعطیل نشود هیچگاه نمیتواند به فکر هلیکوپتر اطفای حریق، بودجه ناچیز سازمان محیطزیست که حتی مایحتاج محیطبان را به سختی تامین میکند، تهیه پروژههای اقتصادی با بازدهی بالا و تخریب کم محیطزیستی و پایداری سرزمین باشد.
اینکه میبینیم بحران بیآبی و خشکسالی به علت نابودی جنگلها و شکل نگرفتن ابرها در آسمان ایران به مرحلهای حاد رسیده که حتی صحبت از جابهجایی پایتخت میشود، اینکه فرونشست زمین به کلانشهرهای ما رسیده و با نرخ حدود ۳۰ سانت فرونشست در بعضی از دشتهای ایران روبهرو میشویم، اینکه آلودگی هوا نفسهای ایرانیان را به شماره انداخته و هر سال بیش از ۵۰ هزار ایرانی به علت آلودگی هوا فوت میکنند و خسارت ۱۲ تا ۱۷ میلیارد دلاری آلودگی هوا به اقتصاد کشور در این شرایط سخت اقتصادی باعث نشده تا دست از روشهای تصمیمگیری اشتباه گذشته برداریم به علت کسوف خرد و اسیلای اقتصاد دستوری و رانتی بر قسمت سیاستگذاری در ایران است.
حال جنگلهای ۴۰ میلیون ساله هیرکانی خراب است همانطور که جنگلهای زیبای زاگرس که منبع اصلی تولید آب در ایران هستند رو به احتضار میروند، همانطور که تالابها و دشتهای زیبای کشور و سواحل و دریاها بر اثر آلودگی و برداشت بیرویه به سمت نابودی میرود. شاید لازم باشد که فعالین محیطزیست و علاقمندان به ایران علاوه بر رصد اتفاقات محیطزیستی، نگاه کامل به اثرات مخرب سیستم اقتصاد دستوری و رانتزای کشور داشته باشند تا از نابودی اندک منابع طبیعی باقیمانده بتوان جلوگیری کرد.

ارسال دیدگاه