تست هوشروانشناسیسرگرمیسلامت

افرادی که این 3 کلمه ساده را اشتباه می گیرند دارای هوش هیجانی پایین هستند

اگر مطالعه زیادی نکرده باشید، ممکن است این سه کلمه را اشتباه بگیرید: همدلی (Empathy)، همدردی (Sympathy) و احساس ترحم (Pity)، زیرا هر سه مفهوم به طور کلی زیر چتر احساسات مثبتی قرار می گیرند که مردم در پاسخ به تجربیات دیگران ابراز می کنند. درک نکردن تفاوت این سه مفهوم می تواند نشان دهنده هوش هیجانی پایین یک فرد باشد.

با این وجود، هنگامی که آن ها را کشف می کنید، تفاوت ها ظریف و عمیق می شوند و انجام این کار تمرینی است که می تواند به افراد در بهبود سطح هوش هیجانی خود کمک کند.

همدلی (Empathy)

اول از همه، “همدلی“. بیایید با تعریف فرهنگ لغت همراه شویم: “توانایی درک و تقسیم احساسات دیگری.”

هدف از همدلی در اینجا به معنی انجام کاری می باشد: تلاش فعال برای تجربه احساسات یا افکار شخص دیگری. یعنی تلاش برای “خود را به جای شخص دیگری گذاشتن” است به جای دلگرمی کلامی.

همدلی به تلاش نیاز دارد. گاهی اوقات، تلاشی بسیار زیاد. در زیر خواهیم دید که تفاوت این لغت با سایر مفاهیم چیست و چرا مهم است.

همدردی (Sympathy)

باز هم تعریف فرهنگ لغت: “یک رابطه؛ ارتباط یا رابطه بین افراد یا چیزهایی که در آن، هر چیزی بر یکی دیگر تأثیر بگذارد و به طور مشابه دیگری را تحت تأثیر قرار می دهد.”

مفاهیم همدلی و همدردی مشترکات زیادی دارند. اما همدردی وابستگی خودکار یا غیرارادی بیشتری را شامل می شود. همدلی، همانطور که گفتیم، شامل یک حالت تفاهم حاصل از تلاش فعال است.

به عنوان مثال، من ممکن است تقریباً به طور خودکار با احساسات شخصی که در همان زادگاه من بزرگ شده است و یک داستان زندگی شبیه به من دارد، همدردی کنم.

اما من برای همدلی با کسی که در کشوری متفاوت زندگی می کند و تجربه های زندگی بسیار متفاوتی از من دارد، مجبورم بیشتر کار کنم.

احساس ترحم (Pity)

حرف آخر “ترحم” که به عنوان “احساس اندوه و دلسوزی ناشی از رنج و بدبختی دیگران” تعریف شده است.

در اینجا دو کلید داریم: اول اینکه شخص، نسبت به چیزی یا کسی احساس ترحم کند، اما این غم در واکنش به احساسات دیگران است، نه درک عاطفی مشترک از احساسات طرف مقابل.

(این موضوع ظریف، اما مهم است. مانند این است که شخص دیگری احساس سرما کند و شما برای او متاسف باشید، اما شما نمی توانید همراه او سرما را حس کنید.)

دوم: شما می توانید بدون همدردی احساس ترحم کنید. در حقیقت، ترحم معنایی را به همراه دارد که شما صریحاً در موقعیت احساسی فرد دیگر قرار ندارید. در عوض، موقعیت شما بالاتر از موقعیت آن ها است.

هوش هیجانی پایین در مقابل درک نکردن دیگران
هوش هیجانی پایین در مقابل درک نکردن دیگران به شیوه درست

قدرت مفاهیم

برخی ممکن است بگویند این تنها یک مفهوم شناسی است. واقعاً چه اهمیتی دارد که کسی از ترحم، همدلی و همدردی به جای یکدیگر استفاده کند، حتی اگر از نظر فنی متفاوت باشند؟

یک دلیل برای اهمیت این است که جدا کردن سه مفهوم به طور موثر راهی ساده و هوشمندانه برای هدایت خود به سمت اعمال و واکنش هایی است که هوش هیجانی را نشان می دهد.

برای مثال افرادی که در مقابل دیگران می گویند: “درکت می کنم” از هوش هیجانی پایین برخودار هستند.

درست است که استثناهایی نیز وجود دارد، اما معمولاً “دانستن” احساس شخص دیگری بسیار دشوار است.

به طور غریزی، مردم این حس را درک می کنند، حتی اگر نتوانند آن را بیان کنند. به همین دلیل ممکن است ابراز احساسات خود به شخصی دیگر به طرز وحشیانه ای درست نباشد، فقط کافی است که با این عبارت پاسخ دهد.

اما افرادی که دارای سطح بالایی از هوش هیجانی هستند، یا در تلاشند تا سطح هوش هیجانی خود را افزایش دهند، این را تا حدی درک می کنند، زیرا آن ها مفاهیم متفاوت را در بین این سه کلمه مورد بحث ما درک می کنند.

فکر کردن در مورد اختلافات ممکن است شما را به این درک برساند که ترحم در یک موقعیت خاص مفید نیست و همدردی بعید است (اگر واقعاً تجربه مشترک ندارید).

کسی که با آن روبرو شده اید، برای همدلی به تلاش بیشتری نیاز دارید. این ممکن است شما را در پاسخگویی به شخصی که با آن سر و کار دارید، با استفاده از مفاهیم بسیار حمایتی، مفید و از لحاظ احساسی هدایت کند.

زمانی که این کار به طور مکرر انجام شود، می تواند شما را به سمت همدلی سوق دهد، که بیش از دو مفهوم دیگر یک نقطه عطف اساسی در مسیر توسعه هوش هیجانی عمیق تر می باشد.

بعلاوه، از اینکه می دانید سه کلمه مرتبط را به درستی استفاده کرده اید رضایت شخصی خواهید داشت. این چیزی است که می توانیم به راحتی با آن همدردی کنیم.

مطالعه بیشتر: اعتماد به نفس، 25 راهکار موثر برای افزایش آن

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا