ادبیات و شعرفرهنگ و هنر

تحلیل رمان مغازه خودکشی

رمان مغازه خودکشی، یک رمان فرانسوی با ژانر ادبیات کلاسیک، اثر ژان تولی است و در سال 2006 منتشر شد. در سال 2012 نیز انیمیشنی برگرفته از این رمان ساخته شد که با فروش بسیاری نیز همراه بود (بیشترین میزان فروش این رمان در تایوان بوده است).

مغازه خودکشی یک کمدی سیاه است. اولین بار آندره بروتون، رمان نویس و نظریه پرداز سورئالیست فرانسوی، در کتابی با عنوان گلچین طنز های سیاه ادبی، این اصطلاح را زیرشاخه ای از کمدی و طنز خواند. بروتون در آن کتاب جاناتان سوییفت را یکی از سردمداران این سبک معرفی می کند.

شاید مهم ترین خصوصیت این ژانر، پرداختن به جنبه های تاریک زندگی، به ویژه مرگ، با زبانی طنز آلود باشد. کمدی سیاه معمولا مسائل جدی را دست مایه کار خود قرار می دهد. ژان تولی هم در مغازه خودکشی با مرگ و خودکشی شوخی می کند. در بیشتر بخش های این رمان خودکشی اتفاق می افتد، ولی دیدگاهی که به آن ها وجود دارد سرشار از طنز و شوخی است.

کتاب مغازه خودکشی.

درباره نویسنده

ژان تولی، نویسنده، طراح و کارگردان فرانسوی، در 1953 در سن لو، یکی از شهر های کوچک مانش، به دنیا آمد. ژان تولی نویسنده سیزده رمان است. او این کتاب را که معروف ترین اثر اوست، در سال 2006 منتشر کرد که تا کنون به بیش از بیست زبان ترجمه شده است. تعدادی از آثار این نویسنده که به فارسی ترجمه شده اند:

  • مغازه خودکشی
  • دهکده آدم خواران
داستان در دوره ای آخرالزمانی اتفاق می افتد.

خلاصه داستان

این داستان در زمان و مکان نامشخصی اتفاق می افتد؛ دوره آخرالزمانی که انسان ها، بسیاری از منابع طبیعی را نابود کرده اند. زمانی که دیگر گلی نیست و هوا بسیار آلوده است. در این شهر خودکشی عادی و شادی، امری غیر عادی است.

مردمِ افسرده و ناامید برای پایان دادن به زندگیشان به مغازه خودکشی می آیند و خانواده تواچ که صاحبان این مغازه هستند، تمام تلاششان را در خدمت گذاری به مشتریان خود صرف می کنند. در این مغازه برای هر روحیه و طبعی، یک راه خودکشی وجود دارد، از طناب های دار و گلوله گرفته تا انواع سم و گیاهان کشنده. در مغازه خودکشی، برای پایان دادن به زندگی همه چیز پیدا می شود (تجارتی منتهی به مرگ).

همه چیز در مغازه خودکشی، بر وفق مراد خانواده تواچ می گذرد، تا اینکه آلن به دنیا می آید و همه چیز تغییر می کند. آلن برعکس اهالی این شهر، پر از امید و شور زندگی است. دو فرزند بزرگتر این خانواده با نام های وینسنت و مرلین هر کدام درگیر مشکلات روانی خود هستند و از آن رنج می برند. اما آلن برعکس دو فرزند دیگر است و نه تنها هیچ احساس غم یا افسردگی ندارد بلکه سعی دارد تا حال اعضای خانواده و حتی مردم دیگر را نیز بهتر کند.

اعضای خانواده تواچ.

تحلیل نام ها

نام های اعضای خانواده تواچ، از افراد سرشناسی در تاریخ گرفته شده اند. نام میشیما یادآور “یوکیو میشیما” است (نویسنده و شاعر سرشناس ژاپنی که سه بار نامزد جایزه نوبل ادبیات شده بود. او در 1890 به روش سنتی هاراکیری خودکشی کرد). نام ونسان از نام ون گوگ الهام گرفته شده است (نقاش مشهور هلندی که در 1890 به قلب خودش شلیک کرد).

نام مرلین نیز یادآور نام مرلین مونرو، بازیگر معروف آمریکایی است (وی در سال 1962 در 36 سالگی بر اثر مصرف بیش از حد دارو های خواب آور و آرام بخش، به خواب ابدی رفت). نام آلن که کاراکتر او شخصیت اصلی رمان “مغازه خودکشی” است، تداعی کننده نام آلن تورینگ، دانشمند و ریاضی دان نابغه انگلیسی است (تورینگ در اواخر عمر خود، به دلایلی افسرده شد و با سم سیانور خودکشی کرد).

انیمیشن فرانسوی The Suicide Shop، با پایانی برخلاف رمان.

انیمیشن مغازه خودکشی

انیمیشن فرانسوی The Suicide Shop، بدیهی است که فیلمی نیست که در بخش بازاریابی استودیویی و با هدف جذب مخاطب اختراع شده باشد. این کمدی مودبانه از کارگردان کهنه کار فرانسوی پاتریس لکونته، در مورد یک مغازه خانوادگی است که ابزار خودکشی می فروشد. همین موضوع می تواند برای بچه ها یا حداقل والدینی که می خواهند بلیط بخرند، بسیار وحشتناک باشد.

اما با این حال این فیلم با فروش بسیار موفقی همراه بود و برخلاف انتظار، مخاطبان زیادی جذب کرد. البته علاقه لکونته( کارگردان) در اینجا بیشتر به طنز داستان است تا غم و اندوه وجودی و برخلاف داستان اصلی رمان، او پایان خوش بینانه ای را برای فیلم پدید می آورد.

تحلیل و نتیجه رمان

کارکتر آلن که نقش اصلی و محور تغییر در این رمان است. او همچنین رسالتی مبنی بر نجات مردم از افسردگی و ناامیدی دارد. در طول رمان، می توان تلاش نویسنده را به وضوح دید که می خواهد بگوید “در هر شرایطی و با هر نوع مشکلی می توان شاد بود و از زندگی لذت برد.” چنین نظر و دیدگاهی مطمئنا به سادگی می تواند رد شود، زیرا اکثر ما خوشبختی و احساس شادی را وابسته به دلایل مادی می دانیم و این چنین است که نمی توانیم از زندگی خود به خوبی لذت ببریم.

ما همواره اهدافی در ذهن خود داریم و اکثرا این گونه فکر می کنیم که اگر به این هدف برسیم خوشحال و خوشبخت خواهیم بود، در حالی که وقتی به آن هدف رسیدیم یا هدف دیگری جای آن را می گیرد و یا اینکه زندگی مان به پایان می رسد. بنابراین بهتر برای خوشبختی و احساس خوشحال بودن، معیار های مادی تعیین نکنیم و در لحظه و با تمام مشکلاتی که داریم، از زندگی مان لذت ببریم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا