روانشناسیسلامت

تست MBTI چیست؟ با اسرار شخصیت شناسی MBTI آشنا شوید!

تست های خیلی زیادی برای سر در آوردن از ابعاد پیچیده و مختلف شخصیت وجود دارد. روانشناسان روش های مختص به خود را دارند تا ما را بهتر و عمیق تر بشناسند و به ما برای بهبود وضعیت زندگی و افزایش سطح خود شناسی کمک کنند. یکی از قدرتمند ترین تست های خودشناسی، تست شخصیت MBTI است. افراد زیادی در سراسر دنیا از این تست شخصیت شناسی استقبال کرده اند و بسیار مورد توجه مردم و متخصصان حوزه روانشناسی قرار گرفته است.

اما اصلا این تست” حقیقتا ” چیست؟ چه کسی این تست را طراحی کرده است؟ چرا نوجوانان و جوانان دنیا با دانش MBTI، علاقه مند به خودشناسی شده اند و روز به روز از آن در زندگی خود بیشتر استفاده می کنند! تحلیل حروف MBTI چیست؟

در این مقاله می خواهیم به عوامل و فاکتورهای ساختاری این تست بپردازیم تا ببینیم آیا واقعا MBTI در حال حاضر برترین تست شخصیت شناسی است؟ چرا به آن دانش MBTI می گویند؟

MBTI چیست؟

تست MBTI حاصل سال ها مطالعه و تحقیقات یک دختر و مادرش؛ ایزابل بریگز مایرز و ( مادرش) کاترین کوک بریگز است که بر مبنای نظریه شخصیت شناسی کارل گوستاو یونگ شکل گرفته است.

کارل گوستاو یونگ
کارل گوستاو یونگ

کارل گوستاو یونگ

کارل گوستاو یونگ فیلسوف و روان پزشک سوئیسی بود که شاگرد برجسته زیگموند فروید و به نوعی تکمیل کننده نظریات او بعد از مرگش بود. کارل یونگ، نظریه های بسیارمهم و تاثیر گذاری مثل: ناخودآگاه جمعی، سایه ها، توضیحات درون گرایی و برون گرایی حقیقی، آنیما و آنیموس چیست؟ و پرسونا را از خود بر جای گذاشته است.

واژه MBTI از ترکیب سرکلمه های Myers-Briggs Type Indicator به معنی شخصیت شناسی مایرز و بریگز ساخته شده است.
این مادر و دختر محقق، بعد از تحقیقات و مطالعه ی دقیق ایده های کارل گوستاو یونگ، در بحبوحه جنگ جهانی دوم و حضور پر رنگ زنان، به دنبال ابداع روشی برای شناخت بهتر افراد و کمک به زنان برای شناخت بهتر خود و ضمینه های مناسب با شخصیت شان، بودند.

مایرز و بریگز در حین ابداع یک روش؛ روز به روز خود را به حقیقت نظریه های یونگ نزدیک تر می دیدند و احساس می کردند که این وقت طولانی و طلایی را که بر روی تحقیق شان می گذارند، قطعا روزی به ثمر خواهد نشست و نظریه های کارل گوستاو یونگ را قطعیت خواهد بخشید. آن ها با روانشناسان و صاحب نظران برتر و زبده روانشناسی تحلیلی ساعت ها بر سر ایده ای که در سر داشتند، به مطالعه و بحث پرداختند و بالاخره این دانش را در سال 1943 میلادی به جهانیان هدیه دادند.

مطالبی که تا اینجا در رابطه با ام بی تی ای گفتیم بیش تر به تاریخچه و نحوه پیدایش آن بر می گردد اما در پاسخ اینکه MBTI حقیقتا چیست؛ می توان توضیحات را از اینجا شروع کرد که در این دانش شخصیت شناسی، چندین عامل اصلی بسیار مهم وجود دارد.

در این دانش روان شناختی، افراد با تایپ های مختلف در چهار دسته بندی کلی طبقه بندی می شوند.

  • سنتی گرایان
  • تجربه گرایان
  • ایده آلیست ها
  • و بینشی ها

در این تایپ افراد بر اساس داشتن چهارذتا از هشت عنوان زیر تایپ بندی می شوند.

تست شخصیت شناسی MBTI
تفاوت هشت فاکتور MBTI

درونگرایی یا برونگرایی
( در کانون توجه بودن)

درون گرایی و برون گرایی در طی سالیان، دارای معانی مختلفی بوده اند. در حالی که ممکن است هر انسان خوش صحبت را برون گرا و هر فرد خجالتی را درون گرا بدانید، درونگرایی و برونگرایی در واقعیت متفاوت است.

درونگرایان ( Introvert) یا I

درونگرا ها اغلب از تنها بودن لذت بیشتری می برند. آن ها اگر مدت زیادی را با افراد بگذرانند، در خود احساس می کنند که ” خب حالا وقت رفتن به ساحل امن است! “. اگر کسی زیاد از حد سعی در تشویق آن ها به انجام کاری کند، ممکن است (در واقع در اغلب موارد اتفاق می افتد) استرس بگیرند و احساس اضطراب کنند!

درونگرا ها از آنجایی که اغلب هر کسی را لایق محرم راز بودن ( البته این در مورد هر انسانی صادق است) نمی دانند، شنونده های خوبی هستند.

انسان های درونگرا به علت تفاوتی که در رفتار ها و حضور اجتماعی خود و میل بیشتری که به سیر درونی دارند، درک نسبتا خوبی از خودشان دارند و اغلب می دانند قرار است چکار کنند. مگر آنکه دچار تلاطم هایی در برهه ای از زمان شوند.

به سوالات پاسخ بدهید.

  1. تلفن زنگ می خورد، چقدر طول می کشد تا آن را پاسخ بدهید؟!
  2. راحت به خواب می روید؟ یا شب ها مغزتان را به زور خاموش می کنید؟
  3. بعد از چند دقیقه صحبت با دیگران احساس می کنید که ” خیله خب دیگه … کافیه! ” ؟؟

پاسخ به این سوالات می تواند تا حدی جواب را معلوم کند.

اغلب درونگرا ها که انرژی شان را بیشتر از تنها بودن می گیرند، در پاسخ به تلفن اندکی تعلل می کنند. پیام دادن برای آن ها راحت تر است. حتی اگر یک درونگرا شخصیتش را توسعه داده و نقاط ضعفش را به نقاط قوت بدل کرده باشد، ممکن است باز هم ترجیح دهد که از ارتباطات این چنینی در حد امکان ممانعت کند.

افراد درونگرا حجم خیلی وسیع تری از اطلاعات انبار شده در گوشه کنار ذهنشان دارند چرا که افراد برونگرا اغلب ( دقت کنید که هر ادمی متفاوت است و ممکن است این نکات برای همه ی درونگرا یا برونگرایان صدق نکند.) بهتر از پس حل تعارضات بر می آیند و مسائل را همان موقع یا در اولین فرصت مناسب حل می کنند.

افراد درونگرا خیلی خوششان نمی آید که از خودشان بگویند. در حالی که اغلب آن ها مثل هر فرد برونگرای دیگری از قضاوت شدن دوری می کنند؛ اما باز هم ترجیح می دهند که دیگران خودشان کم کم از آن ها سر در بیاورند؛ حالا اگر بدون قضاوت کردن هم باشد که دیگر چه بهتر!

اعتماد به نفس خود در اجتماع را افزایش دهیم!

برونگرایان ( Extrovert) یا E

اغلب برون گرایان عزیز، بابت مجلس گرم کنی ها و آب کردن یخ خیلی از افراد و محافل، حق مهمی بر گردن جامعه دارند.

با این که انرژی آن ها ممکن است در بعضی مواقع در حالت تشعشعات پرقدرت قرار بگیرد و درونگرایان را خسته کند، اما اغلب درونگرایان بابت اینکه آن ها بیشتر پیش قدم می شوند، ممنون و خوشحال هستند.

در این دنیا ممکن است هر فرد برونگرایی یک مدل باشد. اگر کسی را دیدید که در نگاه اول کاملا ساکت و خونسرد به نظر می رسید اما بعد از کمی گفتگو تبدیل به بمبی از انرژی شد؛ اصلا تعجب نکنید! افراد برونگرا برخلاف باور عامه پرحرف یا زیادی پر انرژی نیستند.

آن ها هم گاهی سکوت های مهمی می کنند و با خودشان جلسه می گیرند. احتیاج به گوشه ای امن برای کز کردن خواهند داشت و مثل هر آدم دیگری که ترجیح می دهد در روابط با دیگران محتاطانه عمل کند، سریع به سراغ شما نمی آیند.

برونگرایان بیشتر از بودن در جمع ها و محافل انرژی به دست می آورند. کیف می کنند اگر با دیگران همان طور که یک لیوان نوشیدنی در دست دارند، راجب مسائل زیادی صحبت کنند و نظراتشان را به اشتراک بگذارند. مجلس گرم کنند و دیگران را بخندانند. بیشتر رو در رو صحبت کنند و از راه های دستو پا گیر غیر مستقیم که وقت شان را هدر می دهد دوری کنند.

افراد برونگرا در اغلب مواقع ( نه همیشه) می خواهند نظرات شان را برایتان توضیح دهند.

افراد برونگرا
درونگرایان و برونگرایان

حسی یا شهودی
( نحوه دریافت اطلاعات)

حسی ها ( Sensor) یا S

بیایید شما را بررسی کنیم تا ببینیم آیا شما حسی هستید؟!

  1. واقعیت و آنچه که هست، مهم تر از چیزی است که ممکن است باشد؟
  2. من به جزئیات توجه بیشتری می کنم تا کلیات! کلیات چه ارزش زیادی می تواند داشته باشد در حالی که نکات در جزئیات نهفته است!
  3. من ترجیح می دهم بیشتر از حواس پنچ گانه خود استفاده کنم تا حدس و گمان ها. چون همانطور که مشخص است آن ها فقط حدس و گمان اند!

چه شد؟ پاسخ این سوالات چقدر بله و چقدر خیر بود!؟

اگر پاسخ، بیشتر بله بود و با خود گفتید ” عه این که منم!!! ” این به آن معنا است که شما بیشتر یک فرد حسی هستید تا یک انسان شهودی.

چراکه حسی ها بیشتر در جزییات دقت و در استفاده کردن از حواس پنچ گانه خوب عمل می کنند.

حسی های درونی(Si) و حسی های بیرونی (Se) مدل های مختلف افراد حسی هستند.

شهودی ها ( intuitive ) یا N

شهودی ها تمام تمرکز خواسته یا ناخواسته شان بر روی آن چیزی است که باید باشد! با خود می گویند در این جا جای چه چیزی کم است؟ کلیدی ترین سوال آن ها از خود و زندگی این است:

” حقیقت چیست؟ “

آن ها برخلاف حسی ها بیشتر روی آنچه که باید و امکان دارد باشد؛ تمرکز می کنند و راجب چیز های مختلف از آنچه که حس ششم و شم آن ها می گوید اطلاعات می گیرند.

شهودی ها دو نوع هستند. آن هایی که شهود درونی ( Ni) دارند، از درون به آن ها الهام می شود و شهودی های بیرونی (Ne) که کسی از عالم غیب دم گوش شان زمزمه می کند.

واقع گرایان و حقیقت طلب ها در تست MBTI
واقع گرایان( حسی) و حقیقت طلب ها (شهودی)

منطقی یا احساسی
(نحوه تصمیم گیری)

احساسی ها (Feeler) یا F

قلبم به من گواه میدهد که این کار درست خواهد بود!

احساسی ها اغلب دارای روحیه ای لطیف و گاها شاعرانه اند. بیشتر از هر آدم دیگری به حیوانات و گل و گیاه عشق می ورزند و اگر فضا آرام، بدور از تنش و اضطراب یا درگیری، همه در صلح و صفا باشند و اندکی هم باران باریده و بوی آب و خاک بلند کرده باشد، اغلب عاطفی ها احساس آرامش می کنند.

احساسی ها بیشتر بر اساس گواهی دل و عاطفه خود تصمیم گیری می کنند. دلایل آن ها بر اساس احساس است و وقتی دلشان بگوید این کار را بکن، حتما آن را انجام خواهند داد.

اما اینقدر لطیف و احساسی بودن به این معنا نیست که آن ها از پس خودشان بر نخواهند آمد؛ خیر! نحوه رفتار ما با مشکلات بستگی به آموزه های شخصی و نوع عملکرد ما دارد.

اما احساسی ها در عین اغلب زودرنج بودن، به موقع خود می توانند بسیار قاطعانه عمل کنند و کسانی که به چیز های مورد علاقه آن ها آسیب می زد را محاکمه کنند.

بخش احساسی مثل بقیه عوامل بالاتر که گفتیم در همه وجود دارد، اما یا کمتر و یا بیشتر و پر رنگ تر است.

برخی بیشتر از توانایی برخورد با احساسات شخصی برخوردارند (Fi) و برخی بهتر می توانند احساسات دیگران را درک کنند (Fe).

منطقی ها (Thinker) یا T

بیشتر برایم دلایل مهم است تا احساسات!

باید آنچه که دلیلی درست و محکم است را انتخاب کرد. نه آنچه که بقیه می گویند!

منطقی ها یا متفکر ها بیشتر دنبال دلایل هستند. بعضی از منطقی ها بدنبال دلایل کاملا اثبات شده هستند که حتما جواب می دهد (ST) و بعضی ها هم به دنبال دلایل و نظریه هایی هستند که جا برای اثبات دارند (NT).

منطق گرا ها اغلب کمتر به احساسات بها می دهند و دنبال مسائلی هستند که بتوان آن را استدلال کرده، محکم و منطقی خواند.

آن ها اغلب سخت تر از بقیه، چیزی را قبول می کنند و یکی از اصلی ترین سوال های آن ها از شما در مواجه با چیزی جدید این خواهد بود:

  1. مطمئنی؟
  2. دلیلت برای این حرف چیه؟
  3. چرا فکر می کنی که…
  4. این رو از کدوم مقاله علمی خوندی؟ آدرسش رو به منم بده!

منطقی ها از آنجایی که معمولا بیشتر از هر فرد دیگری به علم علاقه مندند؛ بیشتر کتاب می خوانند و با ذره بین خود در کتاب ها دنبال دلایل و استدلالات هستند.

هرچند کتاب خوانی عمل بسیار پسندیده ای است که هر فردی ممکن است به آن علاقه مند باشد و ربط خاصی به این عناوین ندارد.

افرادی که بر اساس منطق درونی (Ti) و آن ها هم که بر اساس منطق بیرونی (Te) تصمیم گیری می کنند دو گونه مختلف منطق گرایان هستند.

احساسی ها  ومنطق گرایان در تست MBTI
احساسی ها و منطق گرایان

و در آخر؛

ادراکی ها و ساختار گرایان
(سبک زندگی)

ساختار گرا ها (Judger) یا J

افراد ساختار گرا برنامه ریزانی بالفطره اند. اکثر برنامه هایشان چه بر کاغذ چه در ذهن شان برنامه ریزی شده است. مواجه با پیشامد های غافل گیرانه کاملا روی آن ها اثر می گذارد و بعضی از آن ها را ممکن است مضطرب کند.

” اوه!! این تو برنامم نبود!”😥

ساختار گرا ها بیش تر بر اساس آنچه که خودشان فکر می کنند درست است؛ از مسائل برداشت می کنند و اغلب چیز ها را قضاوت و شخصی سازی می کنند.

ساختار گرایان یا همان برنامه ریزان ( قضاوت کننده ها) افراد اغلب منظم و حساسی هستند که دوست دارند همه چیز به درستی بر سر جایش باشد و بی نظمی برایشان خسته کننده و اعصاب خرد کن است. نظم آن ها را سر حال می آورد و در رسیدن به اهدافشان بسیار کوشا هستند.

” تنبلی تو برنامه من هیچ جایی نداره!”😎

ادراکی ها (Perceiver ) یا P

ادراکی ها افرادی هستند که انعطاف بالاتری نسبت به ساختار گرایان دارند. در حالی که برنامه ریزان سخت مشغول رسیدن به هدف شان هستند و چشم از آن بر نمی دارند، ادراکی ها در مسیر رسیدن به اهداف، نگاهی هم بر گوشه کنار مسیر می اندازند و آن ها را هم خالی از لطف نمی گذارند.

نظر این افراد بیش تر روی آنچه را که می بینند است. خیلی کم پیش می آید تا چیزی را کاملا شخصی کرده و گارد بگیرند.

این افراد در MBTI به دقیقه نودی ها مشهورند. دور و بر فقط کافی است تمیز و پاکیزه باشد. حالا اگر کمی وسایل این طرف آن طرف تر، کتابی توی قفسه نبود و روی میز نهار خوری جا خوش کرده بود، مشکلی نیست.

سخت نمی گیرند و خیلی به منظم بودن یا داشتن یک برنامه ریزی مقید نیستند و اتفاقات ناگهانی آب در دلشان تکان نمی دهد. ( مگر آنکه زیادی دلهره آور باشد!)

برنامه ریزان و بداهه پردازان در تست MBTI
بداهه پردازان و برنامه ریزان

MBTI بسیار پیچیده و مفصل تر از آنی است که بتوان آن را در یک مقاله جای داد.

برای آن که بتوان هر گونه شخصیتی MBTI را بهتر و دقیق تر شناخت نیاز به ریز تر شدن در این دانش و پرداختن به همه تایپ ها که از بین هشت حالت ذکر شده در بالا، کدام چهار تا از آن را دارند، با مسائل مختلف چطور روبه رو می شوند، چطور از خود دفاع می کنند، چطور در جامعه حضور پیدا می کنند، چطور خود را ابراز می کنند و نحوه تعاملاتش با هر تایپ دیگر چگونه است و … نیاز به مقاله های بعدی، تخصصی و مفصل تری است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

قبل از آنکه برای تان انواع شخصیت های موجود در دانش MBTI را توضیح مفیدی دهیم، همین حالا از طریق لینک زیر به سایت اصلی و معتبر آن بروید و تست بدهید!

یادتان نرود که پاسخ تست MBTI تان را برای ما ارسال کنید!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا